|
|
|
|
|
خیار یکی از میوه های خوبی است که در بسیاری از نقاط ایران تولید میشود و مورد استعمال آحاد ملت قرار میگیرد. خیار که بیشترین مصرف آن در سالاد و ماست خیار و جاهای دیگر است در انواع و سایزهای مختلف عرضه میگردد. حال میخواهیم رویکرد دیگری به خیار داشته باشیم: پوست خیار سبز است. این سبزی پوست خیار بی شباهت به تمنای دل ما برای رفتن به استرالیا نیست. هر چه این پوست سبزتر باشد وانگهی تمنای ما هم بیشتر است. البته ممکن است این پوست سبز باشد ولی کمی پلاسیده (چلوسیده، جلاسته، بوبوخوسته) شده باشد. در این حالت یعنی میخواهیم برویم ولی انقدر پروسه مهاجرت به ما فشار آورده ما آن لطافت و صیقلی که در پوست خیار است را از دست داده ایم. پوست خیار را که می کنیم، لحظه به لحظه درون این میوه بیشتر مشخص میشود. مثل اینکه ما لحظه به لحظه به استرالیا (داخل خیار) نزدیکتر میشویم. ولی اگر دقت کرده باشید داخل خیار از پوست خیار کم رنگتر است. که این استعاره ای است از اینکه ما نباید مسحور جاذبه های بیرونی استرالیا (در این مقاله همان خیار) شویم و به واقع باید به این بیاندیشیم که درونش کمرنگ تر از بیرونش می باشد. خیار میوه ای است بخصوص که بدون نمک جداً هیچ مزه ای ندارد. من اینجا این نمک را همان ویزا تفسیر میکنم. از این لحاظ که وقتی ما ویزایمان را میگیریم خوشحال میشویم و میخندیم و تبدیل به گلوله ای از نمک میشویم. پس در اینجا نمک همان ویزا است که بر روی خیار (همان استرالیا) میریزد. حال میرسیم به بحثهای داخل تری از خیار. من میخواهم اینجا باب بحثی را باز کنم که بسیاری از کارشناسان فن، از وارد شدن به آن خودداری میکردند و میکنند هنوز. آن بحث هم در مورد تخم خیار است. اجازه بدهید که در این تحلیل همه جانبه، من تخم خیار را همان مشکلات موجود در استرالیا (که با رفتن به آنجا با آنها دست به گریبان خواهیم بود) معرفی کنم. به این ترتیب هر چه خیار تخمی تر باشد (منظور این است که تخمهایش بزرگتر و بیشتر باشد) انگار مشکلات ما هم بزرگتر و بیشتر است. بنابراین لازم میدانم این توصیه را به دوستانی که مثل ما درگیر مسائل مهاجرت به استرالیا هستند این توصیه را داشته باشم که خیار تخمی نخرند. منظور آن است که از همین الان با تقویت خودشان در تمام زمینه ها منجمله مالی و تخصصی و زبان از گرفتاری در مسایل (تخمی) جلوگیری کنند. در اینجا با به پایان بردن بحث خیارهای تخمی و غیر تخمی ذکر این مطلب را لازم میدانم که همیشه با توجه به دیدگاه من، استرالیا را به شکل یک خیار ببینید. استرالیا را در ذهن خودتان بزرگ نکنید که همان خیار سالادی میشود که زیاد به درد نمیخورد. همانطور که یک خیار سالادی را نمیشود جلوی مهمان گذاشت اما یک خیار قلمی را میشود جلوی مهمان گذاشت، سطح توقعات خود را از استرالیا پایین آورده و ذهن خودتان را با واقعیات روبرو کنید. در ضمن همانطور که میدانید هر چه خیار بزرگتر و سالادی تر باشد تخمی تر است. (یعنی همان مشکلاتش بیشتر است). با امید اینکه همیشه در تمام مسائل زندگیتان اینچنین رویکردهای متفاوت را در نظر بگیرید. پی نوشت: به دلیل اینکه برای یکی از خوانندگان عزیز سوالی در مورد یکی دیگر از نقاط خیار پیش آمده بود وظیفه خود دیدم که در اینجا توضیح دهم. هر خیاری از نقطه بخصوصی به درخت خیار وصل است که در فرهنگ عامه به ک.و.ن خیار معروف است. من این واژه را در این نگاه دوباره ام به مقوله خیار و ارتباط آن با استرالیا به این شکل میبینم که ک.و.ن خیار مزبور همان سوراخی لایه ازن است که اتفاقاً تطابق معنا هم دارد. همچنان که ک.و.ن خیار تلخ است، سوراخ بودن لایه ازن هم برای مردم استرالیا واقعهء تلخی است که از آن به صورت شایعی سرطان پوست میگیرند. با تشکر از آرش عزیز که تکلیف این قسمت خیار هم در این مقاله حل شد. |
||