تبليغاتX
داریم می ریم استرالیا - سخنرانی در جمع مهاجرین
تمام داستانهای قبل از رفتن به استرالیای ما

     امروز روز بزرگی است برای این ملت. روز مجاهده و جهاد است برای این ملت. ما تا دیروز تحت سلطه بیگانگان بودیم. امروز رها شدیم. اگر من امروز به شما میگویم که از این کشور بروید یه خاطر این است که دیگر شرایطی پیش نیاید که دوباره بیگانگان بر شما مسلط شوند. ایران امروز دیگر تن به این ذلتها نمیدهد. درست است که دشمن تمام تلاشش را میکند که ما را بُکند (سخنران اینجا یه تیکه جا گذاشت، فکر کنم اون تیکه" استثمار" بود!) اما ما هم تلاشمان را میکنیم. ما داریم شرایطی را فراهم میکنیم که شما خودتان با پای خودتان از این کشور بروید. نه اینکه مثل دوران استثمار به زور شما را بیرون کنند از خاکتان، از کشورتان. من یادم هست آن موقع این روزنامه های استبدادی آگهی چاپ میکردند که به زور شما را بفرستند آمریکا یا اروپا تحصیل کنید. ما هم در آن روزها به زور مجبور شدیم بچه هایمان را بفرستیم تحصیل کنند. اما اکنون نوه های من در این کشور آزاد هستند. میتوانند هر غلطی میخواهند بکنند. دشمن نمیخواهد بپذیرد که ما همه چیز را ریده ایم. (سخنران اینجا میخواسته بگه "دیده ایم". خیلی اوضاعش خرابه بابا!)

    من از شما میخواهم. شما جوانان غیور این مرز و بوم. شما را قسم میدهم به جان همین ملت که تمامی تلاشتان را بکنید که از این کشور بروید. شما را قسم میدهم به جان این ملت این کار را بکنید. اصلاً شما را قسم میدهم جان عمّه من بکنید این کار را! من هم به جان خودم قسم میخورم که وقتی خدای نکرده برگشتید من با آغوش باز پذیرایتان هستم. دل من در فراق شما میگوزد (سخنران میخواد حرف بزنه انگار میخواد ... اینجا میخواست بگه "میسوزد"!) این ملت پذیرای شماست. دشمن این ملت را نمیشناسد. دشمن نمیداند که دور از جان شما این ملت چقدر مشنگ است. (سخنران اینجا رو دیگه خدایی منظورش چی بود؟ منظورش "قشنگ" بود فکر کنم. چی میگه این؟!)

    من همینجا به شما تبریک میگویم. شما نگران ما نباشید. شما اگر بروید ما خوشحالتریم. شما مهمان هستید برای این کشور. شما جوانان غیور این کشور هستید. بروید یک جای دیگر بازی کنید. از ما بکشید بیرون. ما با تمام وجود پشت شما هستیم (سخنران اینجا فکر نکنم منظور خاصی داشته باشه!) ما با تمام وجود شما را دعا میکنیم که موفق شوید. شما هم برای ما دعا کنید که ما در نبود شما موفقتر شویم. ما هم زمانی که سر برنامه هستیم برای شما دعا میکنیم. خدا شما را برای ما نگه دارد. اتفاقاً عمّه من هم خوب دعا میکند. عمّه ام نیز ما را برای شما سرپا نگه میدارد. (سخنران میخواد شاش کنه مگه؟!!! شاید هم!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/09/28ساعت 12:45  توسط Brus  |